مسابقه بزرگ(داستان نوجوان)

 

 

مسابقه بزرگ(داستان نوجوان)

نوشته :عاطفه سادات وداد

شهری بزرگ به نام شهر سویتر بود که مردم با پیشرفته ترین وسایل آنجا زندگی می کردند.
در آن شهر مردی به نام “مایکل ریسل” زندگی می کرد.
مایکل می خواست مسابقه ای بزرگ برای نوجوانان در کتابخانه ی قدیمی که در مرکز شهر قرار داشت برگزار کند.
او تصمیم گرفته بود به یکی از مدرسه های بزرگ شهر سوییتر برود و آنجا مسابقه ای کوچک برگزار کند تا برندگان مسابقه به مرحله بعد یعنی مسابقه بزرگ راه پیدا کنند.
قرار شد فردا به یکی از مدارس برود و آنجا یک مسابقه داستان نویسی با نام «نویسنده شو» برگزار کند.
همه باید در آن مسابقه شرکت می کردند.
مایکل می دانست بعضی ها هستند که چیزهای جالبی برای نوشتن دارند؛ اما نمیخواهند شرکت کنند!
قرار شد فردای همان روز جریان این مسابقه را به بچه های مدرسه بگوید.
فردای همان روز مایکل به مدرسه رفت.
روی سکوی مدرسه ایستاد و برای بچه ها مسابقه را توضیح داد:
سلام بچه ها! یک خبر خوب!
قرار است در کتابخانه قدیمی مرکز شهر، مسابقه ای داشته باشیم.این مسابقه دو روز طول می کشد.
یک مسابقه ویژه و جذاب! اما تنها کسانی برای این مسابقه انتخاب می شوند که بسیار شجاع باشند.
ادامه داستان

برای خرید نسخه چاپی کلیک کنید.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code