هیاهوی دل

 

 

هیاهوی دل

نوشته : سوسن حبیب قمی

در دل شاعر با مخاطبانش: 

سعی کردم با خوانش اشعارم حس های پشت اشعارم

را با شما خوبان به اشتراک بگذارم.

(صد حیف که آنها را در همان زمان نوشتن خوانش نکردم

که حس واقعی تر باشد.)

_ منِ در دهه ی ۹۰ خواستم اشعار دهه ی ۵۰ و ۶۰ خودم را تصحیح کنم.

ولی دیدم دیگر اشعارم حال و هوای آن روزهایم را نشان نمی دهد.

_ قبل از فوت دخترم همراه خوانش اشعارم غمگین می شدم و گریه می کردم.

ولی بعد از فوت آن عزیز دیدم تمام اشعارم در باره ی غم زندگی بوده

و راه حلی داشته و گریه نداشته است.

ولی فوت عزیز غم مرگ است و برایش راه حلی نیست .

به جز تحمل و تسلیم در برابر اراده ی حق.

سکوت زندگی:

در سکوت مرگبار زندگی

بیهوده رهرو

این دشت و بیابانم

اگر رسم روزی

به چمنزار وسیع

در آنجا خواهم ماند

و در سایۀ شب

دیگر به پیش

نخواهم رفت

هر آنکه مرگ رسد زراه

و مرا با خود ببرد.

برای خرید نسخه چاپی کلیک کنید.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code